همیشه منتظر هستم نه تنها روز آدینه

هوا بی روح و دلگیره زمین از غصه ها سیره

درختا خشک و بی برگند و بی تو خضر میمیره

تموم لحظه های من شده از تو سخن گفتن

بیا تا جون به تن دارم بیا فردا دیگه دیره

****

تو سرشار از طلوعی و غروب من چه نزدیکه

تو راهت پهنه ی دریا و راه من چه باریکه

بیا بی تو چشام کوره دلم میلرزه میگیره

تموم جاده بن بسته تموم راه تاریکه

****

چشام بی تو نمیبینه دلم آروم نمیشینه

بیا برگرده با عطرت دوباره روح آیینه

تمومش کن جدایی رو جدایی سخته میدونی

همیشه منتظر هستم نه تنها روز آدینه

****

بیا تا ابر تبعیدی به ملک خویش باز آید

بیا پیمانه ای پُر ده که جام من تو را باید

در این دنیای افسرده تو تنها نقطه ی عطفی

بیا حتما همین جمعه نگو شاید نگو شاید

/ 1 نظر / 6 بازدید
سید مجید

موفق باشی همه تن ناله و هجران، همه جا چشمۀ جوشان، چه غم از دیدۀ گریان، اگر آن یار بیاید، دل یاران برباید، دیده از غم بگشاید اگه دوست دارید ادامه این نثر موزون رو ببینید به وبلاگ من بیاید