خداحافظ

نویسنده خوب وبلاگ دنیای نسرین خانم به دلیل ذیل می خواهد جمع ما را تنها بگذار از دوستان خوبم می خواهم اورا متقاعد کنن تا در جمع ما بماند تشکر

 

همیشه تغییر باعث شادی آدما می شه و گاهی هم ناراحتی. الان من یه تغییر رو پشت سر گذاشتم. کارم رو عوض کردم و یک پله پیشرفت کردم.

اما توی زندگی خودم... نمی دونم چرا ...

دیگه دلم نمی خواد بنویسم. نه اینجا نه هیچ جای دیگه.

من خودم رو از همه جا پاک می کنم. شاید اینطوری راحت تر باشم. شایدم بقیه راحت تر باشن.

زندگی مثل یه روبات باید جذاب تر باشه. از این به بعد کد می گیریم و زندگی می کنم. صبح مثل همه می رم سر کار. تا عصر کار می کنم. بعدشم میام خونه. مثل همه آدمای عادی. شام می پزم. یک کم کتاب می خونم. دوش می گیرم . میخوابم....

همین. بدون هیچ چیز اضافه ای. شاید اینطوری بهتر باشه...

دنیای وبلاگ و نوشتن و اینترنت و .... خداحافظ برای همیشه.

/ 2 نظر / 8 بازدید
تندیس تنهایی

[گل]به خداحافظی تلخ تو سوگند ،نشد[گل] [گل]که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد[گل] [گل]لب تو میوه ی ممنوع ،ولی لبهایم[گل] [گل]هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد[گل] [گل]با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر [گل] [گل]هیچ کس! هیچ کس اینجا به تو مانند نشد[گل] [گل]هر کسی در دل من جای خودش را دارد[گل] [گل]جانشین تو در این سینه خداوند نشد[گل] [گل]خواستند از تو بگویند شبی شاعرها[گل] [گل][گل][گل]عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد![گل][گل][گل]

حامی

اشتباه من و تكرار نكن. نوشتن آدم و بيدار نگه ميداره ... مثل شبهاي امتحان. فکر نکن فرستادن یک هدیه یا یک دسته گل می تواند نبودنت را جبران کند درخت سيب